|
بنام خدا پرویز زارع شاهمرسی shahmarasi@yahoo.com فاجعة خوجالي شهر خوجالي از ماه سپتامبر 1991 در محاصرة ارمنيان قرار داشت و مايحتاج عمومي مردم توسط هليكوپتر به شهر رسانده ميشد. با آغاز سال 1992حملات ارمنيان به شهر افزايش يافت. در جادّة آسفالتي كه از اراضي عسكران ميگذشت، خندقهاي بزرگ كنده و برخي اراضي را مينگذاري كرده بودند. راه شوشا – خوجالي نيز به همين نحو مسدود شده بود. سيمهاي ارتباطي برق قطع و آب و گاز مصرفي مردم متناوباً مختل ميشد. از ماه نوامبر 1991 تمامي راههاي ارتباطي به خوجالي مسدوده شده و تنها از طريق هليكوپتر به مردم شهر كمكرساني ميشد. از ماه نوامبر 1991 تا ماه فورية 1992 به 7 هليكوپتري كه در مسير عسكران يا شوشا به خوجالي در پرواز بودند، تيراندازي شده بود. از اواخر ژانوية 92/ اوايل بهمن 70 همزمان با سقوط هليكوپتري كه به مرگ 40 نفر انجاميد، پرواز هليكوپترها به خوجالي محدود شد. از اوايل فوريه/ اواسط بهمن در حالي كه نبردهاي پراكنده در مارداكرت و مارتوني ادامه داشت و خانكندي نيز كماكان تحت آتش توپخانه و موشك انداز قرار داشت، تمركز نيروهاي تازه نفس آذربايجاني در آغدام آغاز شد. علاوه بر اين گزارشهايي از تمركز نيرو در مرزهاي شمالي قرهباغ و همچنين شوشا و مالي بيگلو نيز واصل شد. يكي از جرايد اين تدارك نظامي آذربايجان را «… اقدامي در جهت كسب كنترل (منطقه) پيش از شروع مذاكرات صلح مسكو در ماه آتي …» تعبير كرد. حملات قوي آذربايجان در دو جبهة عسكران و مارداركرت (بويژه روستاي خرامورت) آغاز شد. در حالي كه نبرد در اين جبههها ادامه داشت. نيروهاي ارمني بر پارهاي از روستاهاي اطراف خانكندي كه محل تمركز قواي آذربايجان بود، يورش آوردند. نخست خايباليكند و قوشچولار در شمال خانكندي در 10 فوريه / 21 بهمن سقوط كردند و فرداي آن روز نيز پس از يك هفته زد و خورد، روستاي مالي بيگلي (كه از لحاظ اشراف بر راه خانكندي اهميت اساسي داشت) بدست نيروهاي ارمني افتاد. با رسيدن اين خبر به خوجالي، زنان و كودكان شهر رو به كوهها نهاده و بطرف روستاي گلابلي در آغدام گريختند. ارمنيان نيز راه را بر آنان بسته و آنها را بگلوله بستند. تعدادي از آوارگان كه نجات يافته بودند، بعد از نيمه شب به گلابلي رسيدند. در همين زمان حملات نيروهاي ارمني به خوجالي آغاز شد. شهر در معرض سقوط قرار داشت. مقامات محلي بويژه ائلمان محمدوف رئيس شوراي اجرايي خوجالي، تلاشهاي گستردهاي را براي شكستن محاصرة خوجالي انجام دادند ولي اين تلاشها بدليل عدم همكاري مسئولين دولتي و همچنين كارشكني اعضاي جبهة خلق، به شكست انجاميد. جبهة خلق آذربايجان كه براي رسيدن بقدرت و سرنگوني مطلبوف تلاش ميكرد، با اقدامات عمدي خود موجبات سقوط خوجالي را فراهم کردند. آخرين هليكوپتر آذري روز 13 فوريه/ 24 بهمن وارد خوجالي شد. طي روزهاي بعد ائلمان محمدوف طي تماسهاي تلفني مكرر با آغدام و باكو، درخواست كمك كرد. روز 17 فوريه براي بررسي وضعيت نظامي منطقه، جلسهاي در شهر آغدام، مركز فرماندهي نيروهاي آذربايجان در قرهباغ تشكيل شد. در اين جلسه برغم درخواستهاي مكرر ائلمان محمدوف مبني بر لزوم شكستن محاصرة خوجالي، فهمين حاجيف (نمايندة شاهين موسایف رئيس قرارگاه مركزي وزارت دفاع آذربايجان كه براي بقدرت رسيدن جبهة خلق تلاش ميكرد) اجراي عمليات نظامي براي خارج كردن خوجالي از محاصره را ممنوع كرد. همان شب خوجالي مورد اصابت موشكهاي ارمني قرار گرفت. با تشديد حملات ارمنيان، در روز 24 فوريه/5 اسفند محمدوف به آغدام اطلاع داد كه ارمنيان قصد دارند تلافي حادثة سومگائيت را در خوجالي درآورند. او درخواست كرد كه براي خروج زنان و كودكان از شهر، هليكوپتر فرستاده شود. اين درخواست نيز مانند درخواستهاي ديگر بيجواب ماند. ساعت 30و20 دقيقه روز 25 فوريه / 6 اسفند تانكهاي ارمني در اطراف خوجالي ديده شدند. از شب هنگام نيروهاي ارمني كه از ياري نيروهاي هنگ مكانيزة 366 روسي بهره ميبردند، يورش به شهر را آغاز كردند. سرانجام در روز 26 فورية 1992/ 7 اسفند 1370 شهر خوجالي سقوط كرد. گروهي از مردم شهر موفق شدند از محاصرة ارمنيان درآمده و از راه كوهستان (تنگة عسكران) بطرف روستاي شللي در آغدام بگريزند. راه آنان از نزديكي روستاي ارمنينشين نخجواني ميگذشت. در نتيجه پناهندگان غيرنظامي زير آتش نيروهاي نظامي قرار گرفتند و صدها آذربايجاني بيپناه كشته شدند. گلولههايي كه از پشت به بدن و پاهاي اين افراد اصابت كرده بود، نمايانگر اين نكته بود كه آنان در حال فرار گلوله باران شدهاند. كشتار غيرنظاميان در خوجالي بقدري تكان دهنده بود كه بگفتة رودي پاتريك گزارشگر تلويزيون انگليس، اين قتلعام را بايد از اسفناكترين رويدادهاي تاريخ بشر دانست. احمد مسرت خبرنگار شبكة 5 تلويزيون فرانسه نيز از كنده شدن پوست سر و بريده شدن انگشتان عدهاي از قربانيان گزارش داد. در اين حادثه 631 نفر آذربایجانی از جمله 63 کودک و 106 زن بطرز فجیعی کشته شدند. 487 نفر نقص عضو شدند. 1275 نفر پیرمرد، پیرزن، کودک و زن به اسارت درآمده و وحشیانه مورد شکنجه و آزار ددمنشانه قرار گرفتند. سقوط خوجالي كه يكي از پايگاهاي مهم نظامي آذربايجان بود، در مناقشة قرهباغ نقطة عطفي بشمار ميرود. دولت مطلبوف در آستانة سقوط قرار گرفت و سرانجام پس از چند روز تظاهرات او در روز 6 مارس / 15 اسفند استعفاء داد و شورايي مركب از حسن حسنوف نخست وزير، رحيم قاضيف وزيردفاع، حيدر عليف رئيس شوراي عالي نخجوان، ابوالفضل ايلچيبيگ و اعتبار محمدوف از رهبران جبهة خلق با سرپرستي يعقوب محمدوف سخنگوي شوراي عالي آذربايجان ادارة امور را در دست گرفت. اين شورا ميبايست تا تشكيل يك دولت ائتلافي حزب كمونيست و جبهة خلق، وظايف دولت را عهدهدار ميشد. پيشبيني ميشد كه در آيندة نزديك جنگ شدت خواهد گرفت.
بو یازینین اوخونماق سایی: 712
|